تسالب

لغت نامه دهخدا

تسالب. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) تخالس. رجوع به تخالس در همین لغت نامه شود.

پیشنهاد کاربران

تسالب
در تجاذب نکبای نکبت خاشاک وار در تسالب عواصف غربت افتاده. .
این لغت در فرهنگ های تازیی که نگارنده را بدان دسترس بود و نیز در "ذیل بر قوامیس عرب" تالیف دزی بنظر نرسید. ظاهرا محتملست مولف ماده س ل ب را که بباب تفاعل نرفته برای مراعات سجعی متوازی با تجاذب بدین قیاس بدین باب برده باشد. بر این تقریب معنی مقتضی با وزن و قیاس عبارتست از:
...
[مشاهده متن کامل]

از یکدیگر دور بودن.
نفثه المصدور. صفحه 54