تزئینات

مترادف ها

bijouterie (اسم)
جواهر فروشی، مجموعه جواهرات، تزئینات

frill (اسم)
لذت، تزئینات، چین، حاشیه چین دار، پیرایه، افراط، زوائد، تجمل، چیز بیخود یا غیر ضروری

passementerie (اسم)
تزئینات، گلابتون دوزی، زینت الات

پیشنهاد کاربران

دب. [ دَ ] ( اِ ) نقش و نگار که بر جامه کنند. ( غیاث ) . نگاری که بر جامه ها کنند. ( آنندراج ) .
Trim