لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به نازک و کم حجم ادا کردن حرف، مقابل تفخیم ترقیق گفته می شود.
ترقیق به معنای یاد شده از اصطلاحات علم تجوید است که در باب صلات به مناسبت به آن اشاره شده است.
رعایت صفات حروف همچون ترقیق که از محسنات تجویدی است، در نماز واجب نیست.
ترقیق به معنای یاد شده از اصطلاحات علم تجوید است که در باب صلات به مناسبت به آن اشاره شده است.
رعایت صفات حروف همچون ترقیق که از محسنات تجویدی است، در نماز واجب نیست.
wikifeqh: ترقیق
مترادف ها
رقیق سازی، محلول، ترقیق، رقیق شدگی
ترقیق
ترقیق، نرم سازی، دقیق و لطیف سازی
ترقیق، نازک سازی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
تنک کردن. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گشاده و روان کردن چیزی زفت و سطبر را. ترقیق. رقیق کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : اکنون اصل آب هواست، چون آب را تنک تر کنی هوا گردد. ( کتاب المعارف ) . تنک کردن شیر را؛ به آب آمیختن آن را. تنک کردن گل را؛ آب آن را افزودن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) . || از سطبری چیزی کم کردن. ( یادداشت ایضاً ) . || از زمین بیرون کشیدن مقداری از گیاهان را تا فاصله میان آنان پیدا شود و بقیه به نیروتر گردند. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ) . رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
دقیق بررسی کردن در رابطه با موضوعی