بوک. [ ب َ ] ( ع مص ) برجستن خر نر بر ماده. || گرد ساختن گلوله گلین را در هر دو کف دست. || فروختن متاع یا خریدن آن را. || کاویدن چشمه را به چوب و مانند آن تا آب برآید. || گائیدن زن را. || مشتبه و شوریده
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
شدن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) . || شوریده شدن رأی قوم پس نیافتن مخرج از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) . || فربه شدن شتر . ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) .
ترتیب کسی را دادن: آزار جسمی یا جنسی دادن کسی بمنظور تنبیه کردن او
درآمدن شوی بر زن ؛ دخول. مباشرت : ملکی از ایشان غلبه گرفت و عروسان را دوشیزگی بردی پیش از درآمدن شوی. ( التفهیم ) .
کار زنی یا دختری را ساختن ؛ با او آرمیدن.
ترتیب کسی را دادن : [عامیانه، کنایه ] کسی را تنبیه کردن، به حساب کسی رسیدن.
از لحاظ جنسی