ترانساندانتال

پیشنهاد کاربران

این گیتی، کیهان و یا این جهان در بطن هستی یا وجود، ماهیت و ذات مطلق و بیکران یا بینهایت پروردگار، خالق مخلوقات ، آفریدگار کائنات و یا خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد ) تنها و منزوی نیست بلکه یکی از جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار میباشد و خدای حقیقی و واقعی در محیط و محتوای هرکدام از آنها از لحاظ زمانی و مکانی و از لحاظ بیزمانی و بیمکانی دارای شانزده ( ۱۶ ) بُعد مجرد و تنیده در هم است ؛ هشت ( ۸ ) تا مطلق و هشت ( ۸ ) تا نسبی، نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر .
...
[مشاهده متن کامل]

محتوای هرکدام از جهان ها دارای دو بخش فیزیکی و متافیزیکی میباشند. بخش متافیزیکی دقیقن شش ( ۶ ) برابر بخش فیزیکی میباشد باضافه ی بخش متافیزیکی خاص و ویژه ی خود این دنیای فیزیکی که هنوز به فعلیت نرسیده، اما تا پایان انقباض مجدد بطور کامل به ظهور و پیدایش و کثرت خواهد رسید و آنهم فقط در یک درجه ی کلی تکاملی.
این دو بخش را میتوان در قالب هفت عالم یا دنیا به صورت آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، در نظر داشت که در آفرینش ازلی یا اولیه به شکل یک آسمان و یک زمین بسیار بزرگ در مرکز آن در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و آنهم از ابعاد فراوان و بیکران خدای حقیقی و واقعی و نه از چیز دیگری. تصویر کلی و جزئیاتی زنده یا فیلم مستند نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی، ازلی و ابدی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین، قبل از ابلاغ امر آفرینش از طرف خدای حقیقی و واقعی به خود و در خود و برای خود ( و نه به چیز دیگری و نه برای چیز دیگری ) یک بار برای جاودانگی در خاطره ی مطلق و بیکران وی طوری ثبت و ضبط گردیده که هرگز کوچکترین خللی در آن ایجاد نخواهد گردید و نقطه ای از آن پاک نخواهد شد، همچنین تصویر زنده یا فیلم مستند کلی و جزئیاتی سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پائین ترین حالت نشئگی طبیعی ( یعنی اولین زندگی دنیوی در نهایت سیر نزولی روی اولین پله و درجه ی تکاملی پس از وقوع اولین مهبانگ ) و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی ( قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان حالت بهشت برین اولیه بدون نیاز به برانگیختگی یا رستاخیز مردگان از قبور یا گورها و تجمع آنها در یک صحرای خیالی بنام محشر در دم دادگاه خیالی عدل لاهی ) .
این تصویر زنده و یا این فیلم مستند کلی در لحظه ی جاودانه ی حال در بخش وسیع متافیزیکی در پشت پرده ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی موجود است و خارج از تیرس برد شعاع حواس پنجگانه غیر مسلح و مسلح ( تلسکوپی و میکروسکپی ) ما انسان ها قرار دارد و به کمک تجربه غیر قابل شناخت میباشد، اما برای نفس مجرد یا من هر فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) پس از مرگ جسم، کالبد، تن و یا بدن تثلیثی مادی - روانی - روحی ( به زبان علمی؛ اتمی متشکل از انرژی و جرم و خلاء ) در بستر امن، آرام، ساکن، پیوسته، تجزیه ناپذیر و فراگیر زندگی بخش جان خدای حقیقی و واقعی، در قالب روئیاهای حقیقی و روشن قابل مشاهده و تجربه میباشد و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها و گفتار ها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی و آنهم همیشه تا پایان این سفر مقطعی هر بار تا لحظه ی بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره ( همیشه حدود نُه ماه بعد ) در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل《دنیا - برزخ - آخرت 》که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمی باشد، البته با احترام کامل در پیشگاه اعلا و والای حکیم وحیانی و سراینده ی حکمت قرآنی یعنی محمّد پیامبر یا پیام آور دین اسلام و به قول خود وی رسول الله و کلیه ی پیروان موئمن و خالص و مخلص دین اسلام و حاملین یوغ شریعت وی بر دوش خویش.
نتیجه اینکه دنیای ترانسندتال یا دنیای امکانی - برزخی و متافیزیکی بخش وسیع غیبی محتوای همین کیهان یا جهان میباشد که در پشت پرده ظاهر دنیای فیزیکی نهفته و پنهان است و نه روی سقف فلک و الافلاک یا روی سقف آسمان هفتم.
بعد از مرگ نه گودال های جهنمی وجود دارند و نه باغچه های بهشتی بلکه فقط و فقط بهشت برین در قالب روئیاهای حقیقی و روشن.
خدای حقیقی و واقعی در لحظه ی جاودانه ی حال از دو نوع پادشاهی یا فرمانروائی بطور همزمان و بموازات هم برخوردار است؛ یکی دنیوی که هم بهشتی و هم جهنمیست تحت نور روشن پدیده ی تولد و دیگری در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین در قالب روئیاهای حقیقی و روشن تحت نور تاریک پدیده ی مرگ.

هرچه آنسوی شناخت مطمئن قرار گرفته و به «جهان در خود» تعلق دارد و ما نمی توانیم به آن شناخت پیدا کنیم
- - توضیح: جدا کردن مفهوم ترانساندانس از مفهوم ترانساندانتال در درک فلسفه ی انتقادی نقش کلیدی دارد. در فلسفه ی سنتیِ مبتنی بر ترانساندانس، جهانِ قابل شناخت بزرگ و حتا بی نهایت است . اما در فلسفه ی ترانساندانتال جهان قابل شناخت تنگ و محدود است.
...
[مشاهده متن کامل]