roll (فعل)گرد کردن، پیچیدن، گشتن، غلتیدن، غلت خوردن، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، بدوران انداختن، تراندن، تر دادن، تلاطم داشتنtrundle (فعل)گشتن، سنگین حرکت کردن، چرخیدن، غلتاندن، تراندن، غل خوردن
تُراندن /torAndan/ در گویشِ اسپهانی به چِمِ غلتاندن و گرداندن است.تُراندن / واتُراندن = چیزی را به زمین کشیدن+ عکس و لینک