نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦
∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود.
∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد.
∆ واکش ⟡ واکش بنه های مالی نهاد سیج سار ( بحران ساز ) شد.
... [مشاهده متن کامل]
∆ ژکاست ⟡ اثر دارو با گذشت زمان ژکاست می یابد.
∆ پَستا ⟡ پستای نای ( روحیه ) سربازان نبرد را دگرگون ساخت.
∆ آبرفت ⟡ آبرفت توان فرمانروایی به سرنگونی انجامید.
∆ پژمان ⟡ پژمان گل های باغ در گرمای تابستان غم انگیز بود.
∆ پاکاست ⟡ پاکاست انرژی پرتو با گذر از ماده رخ داد.
∆ ژاکش ⟡ ژاکش توان رزمی دشمن آغاز گشت.
∆ فرسون ⟡ فرسون توانایی های فکری او نگران کننده شد.
∆ ژولش ⟡ ژولش اقتصاد کشور نگران کننده شد.
∆ کرختی ⟡ کرختی بازار مسکن ادامه دارد.
∆ وارفت ⟡ وارفت توان رزمی سربازان در گرمای تابستان آشکار شد.
∆ پوسش ⟡ پوسش بنیان خانواده در جامعه مدرن نگرانی ها را برانگیخت.
∆ کاهرنگ ⟡ کاهرنگ حضور زنان در مدیریت نگران کننده است.
∆ افتار ⟡ افتار ارزش پول ملی بحران آفرید.
∆ کاویدن ⟡ کاویدن توان دفاعی مرزها هدف دشمن است.
∆ کمانش ⟡ کمانش توان نظامی کشور در جنگ مشهود شد.
∆ ژرفت ⟡ ژرفت اعتماد عمومی به دولت بحران ساز شد.
∆ کاهدست ⟡ کاهدست توان اقتصادی خانوارها نگران کننده است
∆ گسیخت ⟡ گسیخت پیوندهای اجتماعی پس از بحران آغاز شد.
∆ فرویش ⟡ فرویش اقتدار نظامی کشور برنامه ریزی شده بود.
∆ ژنگ ⟡ ژنگ اراده ی مبارزان در نبرد نمایان شد.
∆ فروکش ⟡ فروکش شور انقلابی پس از چند سال رخ داد.
∆ ژوار ⟡ ژوار اقتدار نظامی کشور برنامه ریزی شده بود.
∆ ژکار ⟡ ژکار محبوبیت دولت پس از بحران اقتصادی شدت گرفت.
∆ ژیان ⟡ ژیان توان رقابتی صنایع داخلی مشهود است.
تَخفیف
در گُزاره :
این جنس تخفیف خورده = این گِنش کاست/کاهش خورده
این کالا تخفیف داره = این کالا کاست /کاهش داره
《 شاید جِنس اَرَبیده ی گِنش و گِنش هم یَنی گون ، گونه ، گونِش 》
تخفیف: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
ویغاو viqāv ( پارتی )
واژه کرد
معادل ابجد 224
تعداد حروف 3
تلفظ [kord]
نقش دستوری بن گذشته
ترکیب ( اسم )
مختصات ( کَ یا کِ ) ( اِ. )
آواشناسی kard
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
واژه ی کرد از ریشه ی واژه ی فارسی کردن است
... [مشاهده متن کامل]
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
واژه کردن
معادل ابجد 274
تعداد حروف 4
تلفظ [kardan]
ترکیب ( مصدر متعدی ) [پهلوی: kartan]
مختصات ( کَ دَ ) ( مص م . )
منبع فرهنگ فارسی عمید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
منبع عکس. فرهنگ فارسی عمید
کاستش
کاهش= تَفَرُّق، تخفیف=کاستگی، کاهش، فروکاهش، کاهانش، فروکاهانش،
بها کاهی، بها شکنی، نرخ کاهی، نرخ شکنی
برگرفته از فرهنگ نامه ( ( چیلو ) ) .
اسل شناسی واژگان فارسی از ( ( زبان روزمره ) ) و ( ( زبان سازی دیرینه و نو ) ) .
... [مشاهده متن کامل]
نویسنده :
#مسعودلشکر نجم آبادی - امیرمسعودمسعودی
#آسانیک گری
#چیلو
#chilloo
#asaniqism
#امیرمسعودمسعودی
# آسانیکا
#asaniq
#Taksoo
#نازنین - علیپور
#مهدی - اباسلط
#فرشید - سرباز - وتن - رشید
#نهال - بهداد - فر
#محمد - رویایی
#ضیا - همایون
#نادر - رهسپار
#اردشیر - سمسار
#اوج - اندیشان - آزاد
بهاکاهی ( کاستن بها )
تَخفیف:
١. سبک کردن
۲. کاستن، کم کردن، کاهش دادن، کاهش، پایین - آوری، اُفت، کمشدگی
۳. کاهشِ بها، کاهشِ نرخ، بهاکاهی، نرخشکنی
۴. [دبی، دستورِ زبان] کوتەسازیِ واژه
۵. آرامسازی، آرامبخشی، آرامشدهی، کاهشِ درد، فروکشِ درد
کاهش بها
واژه تخفیف
معادل ابجد 1170
تعداد حروف 5
تلفظ taxfif
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم مصدر ) [عربی]
مختصات ( تَ ) [ ع . ] ( مص م . )
آواشناسی taxfif
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع واژگان مترادف و متضاد
بَهاکاهی، بَهاشِکَنی، نِرخکاهی، نِرخشِکَنی
بهاکاه
تخفیف طلایی
تخفبف طلایی
تخفیف
در باب ِ تَفعیل : کاهانش ، فروکاهانش
در باب ِ تَفَعُّل: کاهش ، فروکاهش
کاستگی
آف
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)