تخشایی
فرهنگ فارسی
۱- کوشیدن سعی . یا ادار. تخشایی . ادار. تسلیحات ( نظام ).
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
کارخانۀ مخصوص ارتش که در آن انواع اسلحه ساخته می شود، کارخانۀ اسلحه سازی.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:قورخانه
wikijoo: تخشایی
پیشنهاد کاربران
تخشایی = صناعی
تخشیدن = کوشیدن
در دولت شاهنشاهی ایران برای وزارت صناعت، وزارت تخشایی پیشنهاد شد که توسط رضاخان به علت سنگینی واژه رد شد
وزارت خواستگانی هم برای وزارت مالیت\مالیه پیشنهاد شده بود که به سبب یادشده رد شد و سرانجام وزارت دارایی بجای آن پذیرفته شد.
تخشیدن = کوشیدن
در دولت شاهنشاهی ایران برای وزارت صناعت، وزارت تخشایی پیشنهاد شد که توسط رضاخان به علت سنگینی واژه رد شد
وزارت خواستگانی هم برای وزارت مالیت\مالیه پیشنهاد شده بود که به سبب یادشده رد شد و سرانجام وزارت دارایی بجای آن پذیرفته شد.
تُخشایی = کوشایی