تجزیه پذیر


معنی انگلیسی:
resolvable

مترادف ها

dissoluble (صفت)
جدا شدنی، حل شدنی، تجزیه پذیر، قابل حل

پیشنهاد کاربران

خاکشو= خاک شونده، تجزیه شونده،
بازپاش= بازپاشنده،
پوسپذیر= پوسنده، پوسیدگی پذیر،
واکاوی پذیر

بپرس