تجدیدات
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
بازیافت. بازیابی. بازیابی. بازآزمون. بازآزما. بازآزمایش. بازنگری. بازنگرش:تجدید.
در امتحان بازآزمون شده است.
در آزمون افتاده باید باز آمون گردیده است.
. . . . . . . . . . . . . . . . . شاید باز آزمون باشد.
... [مشاهده متن کامل]
کیک باز آزمون آورده است.
فلان باز آزمون شده است.
چندتا باز آزمون آورده ای.
تمام آزمون است ( همهء درسها را آورده است.
آزمون آورده است:تجدید آورده است.
آزمونی آورده است:تجدیدی آورده است.
در امتحان بازآزمون شده است.
در آزمون افتاده باید باز آمون گردیده است.
. . . . . . . . . . . . . . . . . شاید باز آزمون باشد.
... [مشاهده متن کامل]
کیک باز آزمون آورده است.
فلان باز آزمون شده است.
چندتا باز آزمون آورده ای.
تمام آزمون است ( همهء درسها را آورده است.
آزمون آورده است:تجدید آورده است.
آزمونی آورده است:تجدیدی آورده است.
تجدید:" دوباره. از نو. باز ".
" بازنماییها. بازنمایی. بازنماها. بازنما ":تجدیدات.