لغت نامه دهخدا
تبعات.[ ت َ ب َ ] ( ع اِ ) پیروان. || لوازم چیزی. || گاهی مراد از عقوبات معاصی باشد. || تبعات اقتحام ؛ کنایه از رنجها و مشقتها . ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
پیروان یا لوازم چیزی یا گاهی از عقوبات معاصی باشد .
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
تبعات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
پیامدها payāmadhā ( دری )
آیامان �yāmān ( سغدی با پسوندجمع آن )
پیامدها payāmadhā ( دری )
آیامان �yāmān ( سغدی با پسوندجمع آن )
دستاورد. پیایند:تبعات.
تبعات = عواقب - پیامدها - عواقب - نتایج
The Greek Foreign Ministry has issued a statement criticizing Iran, saying the seizure of the oil tankers would have negative consequences for Iran : وزارت خارجه یونان با صادر کردن بیانیه ای از ایران انتقاد کرده که این توقیف نفت کش ها تبعات منفی برای ایران به دنبال خواهد داشت.
... [مشاهده متن کامل]
The Greek Foreign Ministry has issued a statement criticizing Iran, saying the seizure of the oil tankers would have negative consequences for Iran : وزارت خارجه یونان با صادر کردن بیانیه ای از ایران انتقاد کرده که این توقیف نفت کش ها تبعات منفی برای ایران به دنبال خواهد داشت.
... [مشاهده متن کامل]
عاقبتهاى شوم و بد