taalonnan [مصدر متعدی] در گویش گوغر، به معنای چوریدن، سرکیسه کردن و چپاول کردنِ داراییِ کسی تا آخرین حد.
ریشه و ساختار: این فعل از �تال� به معنای کهنِ تاراج و غارت، بازمانده در تعبیر �تاخت و تال�، با پسوند �ـاندن� ساخته شده است و احتمالاً با �تاراج� نیز خویشاوندی ریشه ای دارد. هم آوایی آن با بن کهن �تال� از �تاختن�، بار معناییِ هجوم و یورش را نیز تقویت می کند. همچنین �تال� در برخی گویش های کرمانی به معنای تار، نخ و شاخه باریک است؛ از این رو �تالاندن� به گونه ای استعاری بر تهی کردن کامل، تا آخرین تار و پود و آخرین دارایی، دلالت می کند.
... [مشاهده متن کامل]
تال - - تالان ( گذرا شده تال ) - - تالاندن - - تالوندن - - - تالنن
ریشه و ساختار: این فعل از �تال� به معنای کهنِ تاراج و غارت، بازمانده در تعبیر �تاخت و تال�، با پسوند �ـاندن� ساخته شده است و احتمالاً با �تاراج� نیز خویشاوندی ریشه ای دارد. هم آوایی آن با بن کهن �تال� از �تاختن�، بار معناییِ هجوم و یورش را نیز تقویت می کند. همچنین �تال� در برخی گویش های کرمانی به معنای تار، نخ و شاخه باریک است؛ از این رو �تالاندن� به گونه ای استعاری بر تهی کردن کامل، تا آخرین تار و پود و آخرین دارایی، دلالت می کند.
... [مشاهده متن کامل]
تال - - تالان ( گذرا شده تال ) - - تالاندن - - تالوندن - - - تالنن