تافه

لغت نامه دهخدا

تافه. [ ف َ / ف ِ ] ( اِ ) مبدل تابه است. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تابه و تاوه شود.

تافه. [ ف ِه ْ ] ( ع اِ ) چیز حقیر و اندک. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حدیث : کانت الید لاتقطع فی الشی التافه. ( منتهی الارب ).

پیشنهاد کاربران

تافهة
ج. تَوافِه :هرچیز بى ارزش؛بى ارزشى، بى مایگى. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص63 )
پیش پا افتاده و حقیر و ناچیز |
هی واقعة تافهة مما لا نقوم لمثلها باللیل
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٣٠
ناچیز، هیچ، نیستی، صفر، اندک، بی ارزش، جزئی، بی اهمیت، قابل فراموشی، خرد، کوچک، حقیر، غیر قابل ملاحظه، فرعی، رقت انگیز، کم