تارش

لغت نامه دهخدا

تارش. [ رِ ] ( ع ص ) نعت است از ترش. ( منتهی الارب ). || بدخلق. || بخیل. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

تارش. ( اِخ ) ( سخت ) ( قاموس کتاب مقدس ). یکی از دو نفر خواجه سرا و دربان اخشوروش است. این دو نفر خیال کشتن اخشوروش ( کوروش ) داشتند و مردخای کشف این مکیدت را نمود، ملک را اعلام کرده تا هر دو بدار کشیده شدند. ( کتاب استر 2: 21و 26: 2 ) ( قاموس کتاب مقدس ). رجوع به «تارس » شود.

فرهنگ فارسی

یکی از دو نفر خواجه سرا و دربان اخشوروش است این دو نفر خیال کشتن اخشوروش داشتند و مرد خای کشف این مکیدت را نمود .

پیشنهاد کاربران

یک ابلهی بنام تارش از عربی تجلیل کرده بود ولی آبادیس مثل همیشه چرندیاتی که هیچ ریش یا یادگیری نداشت رو گذاشته بود روشنگری من پذیرفته نمیشد بسته شد ناچار اینجا میذارم تارش ابله احمق زبان عربی درشنهای روان کجا رود داشته که سد داشته باشه یک ابلهی بنام سیبویه شیرازی تصمیم گرفت زبانی مثل اسپرانتو بسازه آمد الفبای پهلوی اوستایی رو کمی دستکاری کرد حروف عربی ساخت مصدرهای فارسی رو کوتاه وسه حرفی کرد مثلا سخت: صعب - - سرد: برد - مرد: فرد - زیر: ذیل - آل از all - سافت: سقف - انیگما: معما - چرا دور بریم مثل جدید فیلم: فلم - تله ویزیون: تلفز وووو
...
[مشاهده متن کامل]

بعد الف برای فاعل شدن درفارسی آخر ریشه امری میرفت
گوی: گویا - بین بینا - شنو شنوا - این الف رو برد دوم بینا شد باین کسی که میتونه ببینه وفرق بذاره
مثلا اِس یا اِز آخر نشان مادگی بود مثل دوشیزهduchess بمعنی بانوی گرامی وبزرگوار که اه بصورت ه درعربی رفت
یا درفارسی با ه در آخر مفعول میشد مرده کشته خورده برده واینو گفتن قالب مفعول بزنیم مرد رو بگیم موت - فود رو قوت - بعد یک نامردی در بصره زیروزبر ساخت بعد یکی دونفر نقطه گذاری ساختند وهمینجور برای خودشیرینی گفتند اینارو حضرت علی ساخته درحالیکه علی به گرفتاری ۳۲ بچه خودش نمیرسید بهرحال این زبان رو مردم ایران نپذیرفتن فقط ایرانیان یمن که بیشتر شبیه عربا بودن پذیرفتند واونا زبان ساخته ایران رو به داخل صحرای عربستان بردند واونام چون زبان الکنی داشتند پذیرفتند و مومنان هوزم یاری میکنند و کلماتی که نارساست یکجوری رسا کنند
حتا عربا برا گنجشک واسپارو نام نداشتند ناچار اسپارو را عصفور گفتند البته حتما از مصر وهند هم گرفتند ولی ۹۹ درصد عربی مصدراش از انگلیسی فارسیه که یک جور وشبیه هم بودند وآخوندها هم هی گفتند این زبان بهشت وخداست وگاوایی مثل تو باورشان شد حتا برای شمردن ثانی رو از secondگرفتند ربع از فور four - خامس از فایو - سدس ازsix - سابع از سونseven - وهمینطور
هرکس بتونه ۵ مصدر مشهور عربی بگه که من ریشه فارسی انگلیسیشو نگم جایزه داره نگی تو ده ما به قصر میگن خرس
برای حروف عربی هم سرچ کنید پهلوی اوستایی ورنگ صورتی را مطالع کنید خواهید دید که حروف عربی ازینجا رفته