تابک

لغت نامه دهخدا

تابک. [ ب َ ] ( اِخ ) نام جد محمد، محدث سمرقندی ابن یوسف.

فرهنگ فارسی

نام جد محمد محدث سمرقندی ابن یوسف .

پیشنهاد کاربران

تابَک یک واژه پارسی است که به معنی بشقاب است و وارد تُرکی استانبولی هم شده و در ترکیه بجای ( بشقاب ) تابَک استفاده میکنند و شکل دیگه اش تابه یا ماهی تابه هست که یک نوع وسیله آشپزی برای سرخ کردن یا گرم کردن ماهی و گوشت یا کوکو و. . . . استفاده میشود.
بنده این کلمه را به عنوان نام برند مورد نظر خودم انتخاب کردم به این دلیل که می تواند معنی آن به عنوان جسمی ( به شکل تابه ) که در حال چرخیدن یا تاب خوردن ودوران کردن باشد تلقی شود یا به اختصار چرخنده کوچک
...
[مشاهده متن کامل]
یا دوران کننده کوچک معنی شود محصول مورد نظر من نیز بشقابی پلاستیکی است که در دنیا به نام دیسک پرنده شناخته می شودبنابراین نام تجاری این وسیله را بنده تابک ( بشقاپ پرنده ) گذاشتم

بپرس