تابلقو

لغت نامه دهخدا

تابلقو. [ ] ( اِ ) چوب آن بمقدار یک گز سطبری بمقدار تازیانه ای باید بی بیخ بنشانند در زمینی که ریگ بوم باشد بگیرد و چون عمارت کنندبزرگتر شود و نیکوتر از بیشه ای باشد و پیوند بر بسیاری از درخت ها که صلب باشد نبایدکردن. ( فلاحت نامه ).

پیشنهاد کاربران

بپرس