دیکشنری
مترجم
بپرس
تاب بازی
/tAbbAzi/
مترادف تاب بازی
: آبرک، ارجوحه، بادپیچ
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
تاب بازی. ( حامص مرکب ) نوعی بازی باشد. رجوع به تاب شود.
فرهنگ فارسی
بازی و تفریح کردن باتاب .
فرهنگ معین
(حامص . ) بازی و تفریح کردن با تاب .
واژه نامه بختیاریکا
دَندِلوش؛ هَشُنگِه
پیشنهاد کاربران
لری بالاگریوه ای
هَرِزو:تاب بازی
+ عکس و لینک