تا خوردن


مترادف تا خوردن: انحنا پیدا کردن، تاشدن، خم شدن

پیشنهاد کاربران

تا خوردن ؛ دوتو شدن. دولا شدن.
- || چروک شدن.
تا خوردن: [عامیانه، اصطلاح] کج شدن، خم شدن، انحنا برداشتن.

بپرس