به یاشار
۱. بخش بزرگی از تاجیک ها چشم بادامی و پوست زرد ندارند، این ها ویژگی های هزاره هاست.
۲. هزاره آمیزه ای از ترکان قارلق ( ازبک - اویغور ) و مغول هستند، نام قبایل ایشان مانند برلاس یا بارلاس و. . . همگی ترکی یا مغولی هستند و ربطی به زبان های ایرانی ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
زبان ایشان بعدا فارسی شده که باتوجه به سلطه قاطع فارسی بر آن جغرافیا چیز بعیدی نبوده و نیست، البته که الان کم کم برخی از ایشان دارند در دومن پانترک های افغانستان غش میکنند تا به نژادگی کهنشان بازگردند.
۳. حکومت ترکان بر ایران فوقش ۱۰۰۰سال بوده، از غزنوی تا قاجار، آن هم با کلی وقفه و ناتوانی و دولت های سر به خود بومی.
۴. از زبان پهلوی ساسانی صدها صفحه کتاب و هزاران واژه برجای مانده از جمله زند و پازند که ترجمه ها اوستا به فارسی میانه هستند، دینکرد و شایسته ناشایست و. . . که احکام دینی است، درخت آسوریگ و داستان هست، اندرزهای کرتیر و آذرباد مهراسپندان و ویرازگان و ارداویراف نامه که داستانی - عقیدتی هستند، ایادگار زریران که داستانی حماسی است و نخستین بار به رستم دستان اشاره داشته و کارنامه اردشیر بابکان و بندهشن و حماسه شاه بهرام ورزاوند ده ها سکه نوشته، سفال نوشته و اسنادی که بدست زرتشتیان ایران یا هند نگاه داری میشوند ولی اینهارا نه میبینید نه میخواهید ببینید چون حقیقت جگر شما را که با دروغ زندگی می کنید آتش میزند.
۵. هزوارش برای نزدیک به ۴۰۰واژه بوده نه برای همه واژگان، اگر قرار بود همه متن هزوارش باشد که دیگر پهلوی نبود، سریانی بود ولی بازم این از بیسوادی یا خود به نادانی زنی شماست که نمیخواهید اینها را دریابید.
مثلا واژه ای چون "نان" یا "شاه" در برخی متون لحم و ملک نوشته میشد که آرامی هستند ( در برخی متون! نه همه! ) که این هم به خاطر کاستی های خط پهلوی بود، ولی در نوشته های برجای مانده از پهلوی به خط اوستایی ( زند و پازند ) کمتر دیده میشود و هم تلفظ درست تر و هم واژه فارسی را میرساند.
۶. عرب ها نزدیک به ۲۰۰سال حکم راندند نه ۴۰۰سال. از سده ۳به بعد حکومت های محلی ایرانی که بعضا بزرگ زادگان پیش از اسلام بودند سر بر آوردند و حکومت عرب ها دیگر چندان نمیتوانست فراتر از منطقه عراق و جزیره و عربی و شام رود.
۱. بخش بزرگی از تاجیک ها چشم بادامی و پوست زرد ندارند، این ها ویژگی های هزاره هاست.
۲. هزاره آمیزه ای از ترکان قارلق ( ازبک - اویغور ) و مغول هستند، نام قبایل ایشان مانند برلاس یا بارلاس و. . . همگی ترکی یا مغولی هستند و ربطی به زبان های ایرانی ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
زبان ایشان بعدا فارسی شده که باتوجه به سلطه قاطع فارسی بر آن جغرافیا چیز بعیدی نبوده و نیست، البته که الان کم کم برخی از ایشان دارند در دومن پانترک های افغانستان غش میکنند تا به نژادگی کهنشان بازگردند.
۳. حکومت ترکان بر ایران فوقش ۱۰۰۰سال بوده، از غزنوی تا قاجار، آن هم با کلی وقفه و ناتوانی و دولت های سر به خود بومی.
۴. از زبان پهلوی ساسانی صدها صفحه کتاب و هزاران واژه برجای مانده از جمله زند و پازند که ترجمه ها اوستا به فارسی میانه هستند، دینکرد و شایسته ناشایست و. . . که احکام دینی است، درخت آسوریگ و داستان هست، اندرزهای کرتیر و آذرباد مهراسپندان و ویرازگان و ارداویراف نامه که داستانی - عقیدتی هستند، ایادگار زریران که داستانی حماسی است و نخستین بار به رستم دستان اشاره داشته و کارنامه اردشیر بابکان و بندهشن و حماسه شاه بهرام ورزاوند ده ها سکه نوشته، سفال نوشته و اسنادی که بدست زرتشتیان ایران یا هند نگاه داری میشوند ولی اینهارا نه میبینید نه میخواهید ببینید چون حقیقت جگر شما را که با دروغ زندگی می کنید آتش میزند.
۵. هزوارش برای نزدیک به ۴۰۰واژه بوده نه برای همه واژگان، اگر قرار بود همه متن هزوارش باشد که دیگر پهلوی نبود، سریانی بود ولی بازم این از بیسوادی یا خود به نادانی زنی شماست که نمیخواهید اینها را دریابید.
مثلا واژه ای چون "نان" یا "شاه" در برخی متون لحم و ملک نوشته میشد که آرامی هستند ( در برخی متون! نه همه! ) که این هم به خاطر کاستی های خط پهلوی بود، ولی در نوشته های برجای مانده از پهلوی به خط اوستایی ( زند و پازند ) کمتر دیده میشود و هم تلفظ درست تر و هم واژه فارسی را میرساند.
۶. عرب ها نزدیک به ۲۰۰سال حکم راندند نه ۴۰۰سال. از سده ۳به بعد حکومت های محلی ایرانی که بعضا بزرگ زادگان پیش از اسلام بودند سر بر آوردند و حکومت عرب ها دیگر چندان نمیتوانست فراتر از منطقه عراق و جزیره و عربی و شام رود.