بیل دار

/bildAr/

لغت نامه دهخدا

بیلدار. ( نف مرکب ) آنکه به بیل کار کند. ( آنندراج ). کسی که زمین را با بیل میکند و پاک میکند. ( ناظم الاطباء ). || که بیل بهمراه دارد برای کندن زمین یا برگرداندن مجرای آب و جز آن. در مواقع سیل و استعانت برگرداندن جریان آب مردم فریاد برآرند: «بیلدارهرای »، «کلندارهرای » ( در تداول مردم قزوین ). ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

کارگر ساختمان یا کشاورز که با بیل کار می کند.

پیشنهاد کاربران

بیلدار ( بِیلدار یا بِلدار بخوانید ) یک واژه پارسی پهلوی است که به معنی دراز کشنده یا پهن شونده است از کردبون بیلدَن ( بیل - ) : دراز کشیدن یا پهن شدن ( روی یک رویه ) . این واژه همچنین دارای چیم دوُم دلربا
...
[مشاهده متن کامل]
و دلکش و وسوسه انگیز نیز می تواند باشد. همچنین با واژه هایی مانند بیلدیر و بیلدیرچین ( بلدرچین بخوانید ) و بیلان ( تراز و تراز نامه ) و واژه بیلاگ ( که برخی به هنگام طعنه زدن به فرد شکست خورده و یا در پاسخ منفی به پیشنهاد دهنده یک چیز غیر قابل قبول می گویند ) همریشه است. واژه بیلان واژه فرانسوی نیست و می تواند واژه پارسی پهلوی هم باشد. در آذربایجان واژه بِیلدار به همان چیم دراز کشنده به کار گرفته می شود.