بیش بین. ( نف مرکب ) بسیاربین. تیزبین. دوربین. که بسیار بیند. که دور بیند : بیش بین چون کرکس و جولان کننده چون عقاب راهوار ایدون چو کبک وراسترو همچون کلنگ.
منوچهری.
فرهنگ فارسی
بسیار بین . تیزبین . دوربین که بسیار بیند . که دور بیند .
پیشنهاد کاربران
آینده نگر
تیزبین دوربین ژرف بین اندیشمند صاحب نظر ز هر کشوری مردم بیش بین که استاد بینی برین برگزین ✏ �فردوسی�