بیرق ؛
نماد و نشانی از بارقه ی امید ، دارای برگ و بار.
نمادی از یک درخت تنومند و بار آمده که دارای برگ و بار باشد
بَرَفشِ بیرقِ سلطان عقل، برق صورت، طوغ حلقه از طغرای تست
ابلق و بارقِ میدانِ چرخ، لگامی بر حریق از چرخه ی سهراب تست.
نماد و نشانی از بارقه ی امید ، دارای برگ و بار.
نمادی از یک درخت تنومند و بار آمده که دارای برگ و بار باشد
بَرَفشِ بیرقِ سلطان عقل، برق صورت، طوغ حلقه از طغرای تست
ابلق و بارقِ میدانِ چرخ، لگامی بر حریق از چرخه ی سهراب تست.
درفشان ؛ ج ِ درفش. بیرقها :
درفشان به ابر اندر افراشته
سر نیزه از مهر بگذاشته.
فردوسی.
درفشان به ابر اندر افراشته
سر نیزه از مهر بگذاشته.
فردوسی.