بی رنگ و بوی

پیشنهاد کاربران

بی رنگ و بوی ؛ بدون زینت و زیور. آشفته حال و ژولیده :
از ایرانیان هرکه بد نامجوی
پیاده برفتند بی رنگ و بوی .
فردوسی.

بپرس