جنت؛ جیم:عدل/ نون:آخرت/ ت: ادریکس چشم/
الجفار؛ الف: حکم الله/ لام: تنفس/ جیم: عدل/ فاء: قرار/ الف: حکم الله/ راء: محرم…
سلامم درودی بر ورود اهواز است، ستارگان خام را او بر ناموس شب درب نماز است، برگ است کهن ز شاخه دهد جوانه، آرامش ما را هم برد درب آسمانش ز بهانه، درد را گیرند و او را برق سازند، آهش را برد و او را چرخ سازند، ز تبرگ سرخ و سبز آنان بی قراری را لایق اند، باستان کهن گیتی را بر خدایش هم عاشق اند، کلام خدای را دانند و بارانش را همیشه فارق اند، اشک را گیرند و او را ز پهلو وارد اند، کام خدا را دانند و او را عاشق اند، ذات تقوا را بر نام مبین دارند و ابرو را هم لایق اند، مشک و عنبر بر سینه ماهر سازند و او را ز دریای صافات درب جان خود آرند، رعد و برق را نشانی مدانند و آسایش را هم سلامی کارند، گرگ مکار را آنان همیشه یک تکیه کلامی دانند، خدایا شکر که آنان فرشتگان را هم خوانند، حواس و هوش ما را هم همیشه می دانند، ستاره باران کن تو آن دشت و زار، برای آن عاشقانت بهشت جفار…
... [مشاهده متن کامل]

الجفار؛ الف: حکم الله/ لام: تنفس/ جیم: عدل/ فاء: قرار/ الف: حکم الله/ راء: محرم…
سلامم درودی بر ورود اهواز است، ستارگان خام را او بر ناموس شب درب نماز است، برگ است کهن ز شاخه دهد جوانه، آرامش ما را هم برد درب آسمانش ز بهانه، درد را گیرند و او را برق سازند، آهش را برد و او را چرخ سازند، ز تبرگ سرخ و سبز آنان بی قراری را لایق اند، باستان کهن گیتی را بر خدایش هم عاشق اند، کلام خدای را دانند و بارانش را همیشه فارق اند، اشک را گیرند و او را ز پهلو وارد اند، کام خدا را دانند و او را عاشق اند، ذات تقوا را بر نام مبین دارند و ابرو را هم لایق اند، مشک و عنبر بر سینه ماهر سازند و او را ز دریای صافات درب جان خود آرند، رعد و برق را نشانی مدانند و آسایش را هم سلامی کارند، گرگ مکار را آنان همیشه یک تکیه کلامی دانند، خدایا شکر که آنان فرشتگان را هم خوانند، حواس و هوش ما را هم همیشه می دانند، ستاره باران کن تو آن دشت و زار، برای آن عاشقانت بهشت جفار…
... [مشاهده متن کامل]
