به طور کلی
/betorekolli/
معنی انگلیسی:
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
برابر پارسی این واژه میتواند چنین باشد :
به گونه فراگیر
نمونه :
به طور کلی صورت آن جذاب بود
نمونه پارسی :
به گونه فراگیر چهره آن گیرا بود
به گونه فراگیر
نمونه :
به طور کلی صورت آن جذاب بود
نمونه پارسی :
به گونه فراگیر چهره آن گیرا بود
به پارسی = به شیوه همادی یا به گونه فراگیر
هر ویسپین
به طورکلی:ازهرنگر
من حیث المجموع، در مجموع، به طور کلی، کلاً: روی هم رفته.
یک باره، به یک راه
( بیهقی )
( بیهقی )
روی هم رفته
کلن
یکسر
در مجموع
فراگیر
همه
کامل
تمام
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)