چون: به صورت؛
به نمونه های زیر نگاه کنید که دو نام با چون با هم در پیوند هستند:
فَرتور ( عکس ) چون ( به صورت ) چمبرهایی ( دوایری ) تو در تو دیده شد.
آن جوان به ناگاه چون پیری گوژپشت پدیدار شد.
... [مشاهده متن کامل]
در زبان پارسی، گاهی نیازی به گفتن یا نوشتن واژه ای با این چیم نیست، و در گذشته نیز ساده گویی و ساده نویسی رَواگی ( رواج ) داشت. برای نمونه:
برخی دبیره ها ( به صورت ) خوفسیگ ( اُفُقی ) نوشته می شوند. در این جا یک نام با یک زاب ( صفت ) در پیوند است که مانند بَند ( قید ) کار می کند.
به نمونه های زیر نگاه کنید که دو نام با چون با هم در پیوند هستند:
فَرتور ( عکس ) چون ( به صورت ) چمبرهایی ( دوایری ) تو در تو دیده شد.
آن جوان به ناگاه چون پیری گوژپشت پدیدار شد.
... [مشاهده متن کامل]
در زبان پارسی، گاهی نیازی به گفتن یا نوشتن واژه ای با این چیم نیست، و در گذشته نیز ساده گویی و ساده نویسی رَواگی ( رواج ) داشت. برای نمونه:
برخی دبیره ها ( به صورت ) خوفسیگ ( اُفُقی ) نوشته می شوند. در این جا یک نام با یک زاب ( صفت ) در پیوند است که مانند بَند ( قید ) کار می کند.
در چارچوب
به شکل
به طریق
به صورت