بنچه


معنی انگلیسی:
radicle, tax

لغت نامه دهخدا

بنچه. [ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) بنچاق :
نه نرد و نه تخت نرد پیش ما
نه محضر و نه قباله و بنچه.
منوچهری.
و رجوع به بنجه شود.
|| جمعی باشند مر اصناف و رعیت را. ( انجمن آرای ناصری ) ( برهان ). || پیشانی بود بزبان ماوراءالنهر. و بنچه بند؛ پیشانی بند بود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :
به تیغ طره ببرّد ز بنچه خاتون
بگرز پست کند تاج بر سر چیپال.
منجیک ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمعی که بر اصناف حرف و صنعت و رعیت بندند و مالیات و بدهی آنها.

گویش مازنی

/ban che/ یک دسته ی کوچک کاغذ یا اسکناس

پیشنهاد کاربران

بُنچاق ؛ به معنی سند رسمی و قباله از جهت معتبر بودن و ریشه دار بودن یک معامله.
بُنچه ؛ اصطلاح یک بُنچه پول به معنی یک بسته پول از جهت اینکه پول ها دارای ارزش بالایی بوده باشد می باشد.
درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمه ی مپنا در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تبیین شده است ؛
...
[مشاهده متن کامل]

مَپْنا ؛
قابل تبدیل به ریخت مبنا به معنی بنائی که دارای بُن و بنیاد و دارای فندانسیون در حوزه های فن آوری باشد با یک تعریف موازی به معنی ساختمان و تشکیلات ریشه دار.
در یک موقعیت کاربردی دیگر مرتبط با کلمه ی بنین و بنت با اصطلاح ابناء بشر به معنی دارای پدر و مادر یا پدر مادر دار.
مصدر بن در کلمه ی مپنا در ابعاد کاربردی مختلف عبارتند از ؛ ( پند فن point بُنار بنچه بنچاق بنزین پنیر فندق فندک و . . . )