لغت نامه دهخدا
- بلهوسی داشتن ؛ آرزو و هوس بسیار داشتن. ( ناظم الاطباء ).
- بلهوسی کردن ؛ گذرانیدن وقت را به هوس و آرزوی بسیار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
وقت خود را به هوس و آرزوی بسیار سپری کردن
میشل فوکو در کتاب تاریخ جنون میگوید؛
ما ابداع هنر را مدیون تخیلهای آشفته ( جنون ) هستیم، اما جنونِ نقاش، شاعر و موسیقیدان را از سرِ ادب بلهوسی می نامیم.
میشل فوکو در کتاب تاریخ جنون میگوید؛
ما ابداع هنر را مدیون تخیلهای آشفته ( جنون ) هستیم، اما جنونِ نقاش، شاعر و موسیقیدان را از سرِ ادب بلهوسی می نامیم.