بغلتانند

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس غلط ننویسیم
واژه ی بغلتانند از ریشه ی واژه ی غلتیدن فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

بغلتانندبغلتانندبغلتانند
چرخیدن
حرکت دهند
قل دادن
غلتاندند
می غلتانند
سر بدهند
از بالا به پایی افتادن به شرطی که قل بخورد پرت شدن به به شرط قل خورد
نمی دونم خودم هم میخواهم بنویسم
حل دادن
غل دادن
حرکت دادن
حل دادن
قل بدهند
حرکت بدهند
حل دادن
غلت دادن
قلش بدن
معنی بغلتاند:حل دهد
جمله از بغلتاند:من به پدرم کفتم:سنگ راذبغلتاند تا راه باز شود
کسی یا چیزی را در روی زمین از یک پهلو به پهلوی دیگر گردانیدن
کسی یا چیزی را در روی زمین از یک پهلو به پهلوی دیگر گردانیدن
🍃✨
به حرکت دربیاورند
غل دادن
حرکت دادن قل دادن حل دادن
رها کردن
یعنی حرکتش بدن

معنی
حل دادن
حل دادن، ، قل دادن📿
حرکت بدهند
حل دادند
حلش بدهند
قل خوردن ، پرت شدن ، حل دادن
قلش بدهند

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٦)