بطء. [ ب ُطْءْ ] ( ع اِ ) بُطوع . درنگی وآهستگی . ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . || و قولهم لم افعله بطاً یا هذا و بُطآی ؛ یعنی نکرده ام آن را گاهی . ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) .
... [مشاهده متن کامل]
- بطء حرکت ؛ حرکت کند. جنبش سنگین .
- بطء عمل ؛ سنگینی ، آرامی ، کندی در کار.
این کلمه را که بر وزن شغل است معمولاً بشکل بطوء مینویسند ولی برطبق قواعد رسم خط بی واو باید نوشته شود همزه ٔ آخر که بعد از حرف ساکن باشد بی کرسی نوشته میشود مانند مل ء و شی ٔ و امثال آنها شاید اشتباه از اینجا رخ داده باشد که در بعضی نوشته ها شکل �بطوء� را دیده و گمان کرده اند کلمه بطء است که به آن صورت نوشته شده است غافل از این که �بطوء� خود کلمه دیگری است بر وزن جلوس که از حیث معنی با بطء فرقی ندارد. ( نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 2 ) .
دهخدا.
... [مشاهده متن کامل]
- بطء حرکت ؛ حرکت کند. جنبش سنگین .
- بطء عمل ؛ سنگینی ، آرامی ، کندی در کار.
این کلمه را که بر وزن شغل است معمولاً بشکل بطوء مینویسند ولی برطبق قواعد رسم خط بی واو باید نوشته شود همزه ٔ آخر که بعد از حرف ساکن باشد بی کرسی نوشته میشود مانند مل ء و شی ٔ و امثال آنها شاید اشتباه از اینجا رخ داده باشد که در بعضی نوشته ها شکل �بطوء� را دیده و گمان کرده اند کلمه بطء است که به آن صورت نوشته شده است غافل از این که �بطوء� خود کلمه دیگری است بر وزن جلوس که از حیث معنی با بطء فرقی ندارد. ( نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 2 ) .
دهخدا.
مترادف کندی هست ولی درش ارزش داوری منفی کندی نیست
به نظرم عنوان کتاب تفکر کند، تفکر سریع بهتره به
تفکر بطیء و تفکر سریع
تبدیل بشه
به نظرم عنوان کتاب تفکر کند، تفکر سریع بهتره به
تفکر بطیء و تفکر سریع
تبدیل بشه
کلمه ای تحت عنوان بطئی اصلا نداریم و کلمه درست بطیء به معنای کند و بر وزن فعیل است. صفت میباشد. کلمه ریشه عربی دارد و چون کلمه کند را داریم میشود از لستفاده اش پرهیز نماییم.
بطئ بودن = درنگ بسیار کردن
سعدی*
سعدی*
بطئی به معنای :�کندی�


بطئی:کند
بطئی شدن:کند شدن
مثل:
چرا بطئی شده ای ؟
به معنی چرا کند شده ای ؟
بطئی شدن:کند شدن
مثل:
چرا بطئی شده ای ؟
به معنی چرا کند شده ای ؟
بطی، بطئی: کندی، بطئی شدن: کند شدن، بطئی بودن: کند بودن