بش دلبر

لغت نامه دهخدا

بش دلبر. [ ب ِ دِ ب َ ] ( اِخ ) دهی از بخش پشت آب شهرستان زابل نزدیک مرز افغانستان. سکنه آن 1452 تن. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آنجا غلات ، لبنیات ، ماهی وشغل اهالی زراعت ، گله داری ، صیادی و صنایع آن گلیم وکرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

پیشنهاد کاربران

بش دلبر: نام منطقه ای و روستای در میانه در یاچه هامون سیستان واقع شده است، که در مواقع پر ابی دریاچه، بسیار خوش اب و هوا و پرنعمت بوده است. اما اکنون خشک و بیابانی است، اما چون در نقطه صفر مرزی شهرستان نیمروز سیستان و استان فراه افغانستان واقع شده است، اخیرا بازارچه مرزی در ان دایر کرده اند، که باعث رونق تجارت شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

اما بش دلبر یک مکان تاریخی و پر اهمیت است که در کتاب تاریخ سیستان، از ان با عنوان ( بهش ) یاد شده است.
و اینگونه می نویسد: حمزه بن عبدالله سیستانی ( امیر حمزه صاحبقران ) در روز جمعه 12 جمادی الاخر سال 213 هجری قمری در محلی به نام بهش درگذشت.
لذا نام قدیم این منطقه بهش و بهش دلبر بوده است که به مرور زمان به بش دلبر یعنی ، بهشت روی زمین ، بهشت دلگشا، بهشت سیستان و. . . تغییر نام پیدا کرده است.
بش: بهشت، سرسبز ، آباد، پر نعمت ، پر از فراوانی های طبیعی مثل انواع پرندگان، و انواع ماهی های موجود در این جزیره وسط دریاچه هامون به و فورا یافت میشود و همواره نسیمی خنک در ان جریان دارد که ان را به بهشت ، همسان کرده است.
دلبر: یعنی دلربا، دل انگیز، زیبا، ارامش بخش، رباینده دل، جذاب، خوش عطر و بو و. . .
و به طور کلی بش دلبر، یعنی بهشت پر نعمت و آرامش بخش سیستان، که مانند توده ای سیاه و سرسبز در وسط دریاچه هامون دیده می شود.

بش کلمه آذری است به معنی عدد پنج ( 5 ) دلبر همان دلربا بش دلبر یعنی پنج دلربا