بستهیدن

لغت نامه دهخدا

بستهیدن. [ ب ِ ت ِ دَ ] ( مص ) ستیزه و لجاج کردن : ممارات ؛ با کسی بستهیدن. مجادله. منازعه. لجاج. تماری ؛ با یکدیگر بستهیدن. ( زوزنی ) :
در کارها بتا ستهیدن گرفته ای
گشتم ستوه از تو من از بس که بستهی.
بوشعیب.
و رجوع به ستهیدن شود.

پیشنهاد کاربران

ستیزه کرد
نزاع نمود
لجاجت کرد
همان طوس نوذر بدان بستهید
کجا: پیش اسپ من اینجا رسید
✏ �فردوسی�