بستاخ وار. [ ب ُ ] ( ق مرکب ) گستاخ وار. گستاخانه. دلیرانه. جسورانه : اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید. ( کیمیای سعادت ). و رجوع به گستاخ وار شود.
فرهنگ فارسی
گستاخ وار گستاخانه دلیرانه جسورانه اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید .