برمز ؛ بمعما. بگونه ای که از دیگران پوشیده ماند. بیان کردن مقصود با سخنی و گفتاری یا نوشته ای که جز بر آن کس یا کسان که معهود است مخفی ماند : حکیمی برمز وانموده است که هیچکس را چشم عیب بین نیست. ( تاریخ
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
بیهقی چ ادیب ص 97 ) . نزدیک امیر مسعود سخت پوشیده و به خط خویش پوشیده برمز نبشت. ( تاریخ بیهقی ص 117 ) . بخط خویش پوشیده برمز و معما ملطفه نبشت. ( تاریخ بیهقی ) . بیان مقصود با نشانی ها و علائم قراردادی معهود. به وسیله علائم یا حروف و یا کلمات و اعداد یا اشکال و تصایر قراردادی معهود ادای مقصود کردن پنهان ماندن از دیگران را.