بر کسی شمردن ؛ به حساب وی آوردن :
تیر و بهار دهر جفاپیشه خردخرد
بر تو همی شمرد و تو خود خفته چون حمیر.
ناصرخسرو.
بسیار شمرد بر تو گردون
آذار و دی و تموز و تشرین.
ناصرخسرو.
تو سالیانها خفتی وآنکه بر تو شمرد
دم شمرده تو یک نفس زدن نغنود.
ناصرخسرو.
تیر و بهار دهر جفاپیشه خردخرد
بر تو همی شمرد و تو خود خفته چون حمیر.
ناصرخسرو.
بسیار شمرد بر تو گردون
آذار و دی و تموز و تشرین.
ناصرخسرو.
تو سالیانها خفتی وآنکه بر تو شمرد
دم شمرده تو یک نفس زدن نغنود.
ناصرخسرو.