بخت افرید

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

( بخت آفرید ) بخت آفرید. [ ب ُ ] ( اِخ ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان. ( از خرده اوستاص 27 ). و رجوع به سبک شناسی بهار ج 1 ص 54 و 114 شود.

فرهنگ فارسی

( بخت آفرید ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان .

پیشنهاد کاربران

بخت اگر یاری کند، قسمت پیشش زاری کند
بخت اگر سستی کند، دندان به حلوا بشکند
بخت ؛
بخد ، بخشید ، بخشیدن ، بخشش ، بخشایش ، بخشایشگر
چیزی را از چیزی جدا نمودن و از هم بخش کردن و بخشش نمودن یا عطا کردن
...
[مشاهده متن کامل]

باختن ؛
چیزی را واگذار کردن و بخشیدن
بخت برگشته ؛
برگشت خوردن چیز بخشیده شده
بختک ؛
چیزی که باعث بخت برگشتگی و باختن جان می شود.
دریاچه بختگان ؛
دریاچه ای بخشیده شده از جانب خداوند بخشایشگر
در شعر زیر تفاوت دو کلمه ی بخت و قسمت قابل مشاهده است ؛
بخت اگر بخت یاری کند قسمت پیشش زاری کند
بخت اگر بخت سستی کند دندان به حلوا بشکند
قسمت ؛ به یک اندازه تقسیم نمودن و قسمت بندی کردن و برابر بودن مقدارها
بخت ؛ در مفهوم این کلمه مقدار و اندازه مورد نظر نیست
یعنی در علم ریاضیات اصطلاح این بخش بر آن یا بخش بندی نمودن از جهت یک اندازه بودن و برابر بودن مقدارها دارای تعریف درستی نیست یعنی در بخش بندی نمودن و از هم پخش نمودن، می تواند اندازه های حاصل از پخش شدن ها برابر باشد می تواند اندازه ها برابر نباشد ولی در مفهوم قسمت، برابری مقدارها وجود دارد.
یعنی در اصطلاح جان باختن ، باختن جان می تواند تدریجی و در بخش های مختلف باشد می تواند ناگهانی و به یک بخش باشد.
و یا اینکه ما در مفهوم بخت در اصطلاح خوشبخت یا بدبخت این حکمت خداوند را می توانیم مشاهده کنیم که افراد در مقدار و میزان جان و جان دار بودن در ابعاد مختلف ( فکری فیزیکی هنری عاطفی هوشی و. . . ) دارای توان های مختلفی هستند یعنی مسیله ژنتیک های متفاوت دارای یک پشتوانه و ریشه علمی است.
لازم به ذکر می باشد دو مسیله ژنتیک و نژاد دارای دو بار معنایی متفاوت در ساختمان این دو کلمه می باشد
کلمه ی نژاد منشعب از تعریف ناشی شدن و نشأت گرفتن و انشعاب می باشد.
ای خداوند بی گنه ، بی گنه غرق گناهم
بخت یاری کن بخششی در این فرق نگاهم

معنی اسم بخت آفرید:
اسم:بخت آفرید
نوع:پسرانه - دخترانه
ریشه اسم:فارسی
معادل ابجد:1297
معنی:خوشبخت آفریده شده - آفریده بخت و اقبال
معنی واژه بخت آفرید در لغت نامه دهخدا:
بخت آفرید. [ ب ُ ] ( اِخ ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان. ( از خرده اوستاص 27 ) . و رجوع به سبک شناسی بهار ج 1 ص 54 و 114 شود.
...
[مشاهده متن کامل]

بخت آفرید در ادبیات و تاریخ فارسی:
بخت آفرید نام یکی از موبدان ( موبد در آئین زرتشت به فرد روحانی اطلاق می شود ) دربار خسرو انوشیروان ( پسر سوم قباد یکم شاهنشاه ساسانی ) بود.
از نوشته های به جا مانده از او می توان بزرگ میترای بُختگان ( اندرزنامه بخت آفرید و بزرگمهر و خسرو انوشیروان ) را نام برد.
سخنان بخت آفرید در متون پهلوی:
گویند که بُخت آفرید گفت که هیچ مردم نیست از من توانگر به جز او که از من خرسند تر است. این را نیز گفت که اگر همه ی مردم گیتی به هم رسند پس من را توانگر کردن نتوان ، زیرا به یک دست گیرم و به دیگر دست دهم ( و فقط ) رنج به من ماند
تأثیرات تاریخی: بخت آفرید جزء گروهی از مباحثان و موبدان کار آزموده زرتشتی بود که در مناظرات با مزدکیان پیروز شدند و موجب از بین رفتن فرقه مزدکیان و محکم شدن بنیان پادشاهی خسرو انوشیروان دادگر و رسمی شدن دین زرتشتی در ایران شدند.
منبع:
https://fa. wikipedia. org/wiki/بخت آفرید