لغت نامه دهخدا
بتو. [ ب َ ت َ] ( اِ ) سمت باختر و برآمدن آفتاب است. مشرق. مقابل مغرب. ( برهان قاطع ). مرادف خراسان. ( فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ شعوری ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ). || جائی را گویند که همیشه آفتاب در آنجا بتابد و آن نقیض نساست . ( برهان قاطع ). جائی که همیشه آفتاب تابد. ضد نسا. ( فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ شعوری ). و در اصل بتاب بلکه باتاب بوده یعنی گرمی و پرتو آفتاب آنجا را میگرفته بر ضد نسا که جائی را گویند که آفتاب نتابد. ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ). شمال. مقابل نسا. ( ناظم الاطباء ). جای آفتاب گیر. ( از فرهنگ نظام ). این کلمه در تداول عامه گناباد هنوز هم متداول است.بیشتر بخوانید ...
فرهنگ فارسی
دهی از نیشابور است
فرهنگ معین
(بَ ت ُ ) (اِ. ) ۱ - جایی که غالباً آفتاب در آن جا بتابد. ۲ - مشرق .
فرهنگ عمید
۲. جای آفتاب گیر، جایی که رو به آفتاب باشد و غالباً آفتاب به آن بتابد.
۱. قیف.
۲. گره چوب یا ساقۀ گیاه.
۳. دستۀ هاون.
۴. هاون سنگی، سنگی که در آن دارو را می سایند.
گویش مازنی
دانشنامه عمومی
آنتونیو آلبرتو باستوس پیمپرو ( به پرتغالی: António Alberto Bastos Pimparel؛ زادهٔ ۱ مهٔ ۱۹۸۲ ) که با نام بتو شناخته می شود بازیکن فوتبال اهل پرتغال است که در پست دروازه بان بازی می کرد.
وی همچنین برای تیم ملی پرتغال ۱۶ بازی انجام داده است.
وی همچنین برای تیم ملی پرتغال ۱۶ بازی انجام داده است.

wiki: بتو
بتو (بازیکن فوتبال پرتغالی زاده ۱۹۷۶). بتو ( انگلیسی: Beto؛ زادهٔ ۳ مهٔ ۱۹۷۶ ) یک بازیکن فوتبال اهل پرتغال است.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال پرتغال بازی کرده است.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفوی همچنین در تیم ملی فوتبال پرتغال بازی کرده است.

جدول کلمات
مترادف ها
ترا، تورا، بتو
بتو
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



ب معنای محکم و سفت