لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بت شکنی (قرآن). حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای مبارزه با بت پرستی ، بتهای قومش را شکست.
اقدام ابراهیم (علیه السلام) به شکستن بتهای قومش:ولقد ءاتینآ إبرهیم رشده من قبل ...• وتاللّه لأکیدنّ أصنمکم بعد أن تولّوا مدبرین • فجعلهم جذذا إلّاکبیرا لَّهم لعلّهم إلیه یرجعون. وإنّ من شیعته لإبرهیم • فراغ إلی ءالهتهم ...• فراغ علیهم ضربا بالیمین.
نشکستن بت بزرگ
شکستن همه بتها از سوی ابراهیم (علیه السلام) به جز بت بزرگ، با انگیزه رجوع بت پرستان و درک ناتوانی بتها:ولقد ءاتینآ إبرهیم رشده من قبل وکنّا به علمین • وتاللّه لأکیدنّ أصنمکم بعد أن تولّوا مدبرین • فجعلهم جذذا إلّاکبیرا لَّهم لعلّهم إلیه یرجعون. در مرجع ضمیر «إلیه» سه احتمال وجود دارد: ۱. به ابراهیم (علیه السلام) برگردد؛ ۲. به «کبیراً» برگردد؛ ۳. به «اللّه» راجع باشد. برداشت براساس احتمال دوم است.
نسبت شکستن بتها به بت بزرگ
نسبت شکستن بتها به بت بزرگ، از سوی ابراهیم (علیه السلام) با هدف بیداری بت پرستان:قال بل فعله کبیرهم هذا فسلوهم إن کانوا ینطقون.
اقدام ابراهیم (علیه السلام) به شکستن بتهای قومش:ولقد ءاتینآ إبرهیم رشده من قبل ...• وتاللّه لأکیدنّ أصنمکم بعد أن تولّوا مدبرین • فجعلهم جذذا إلّاکبیرا لَّهم لعلّهم إلیه یرجعون. وإنّ من شیعته لإبرهیم • فراغ إلی ءالهتهم ...• فراغ علیهم ضربا بالیمین.
نشکستن بت بزرگ
شکستن همه بتها از سوی ابراهیم (علیه السلام) به جز بت بزرگ، با انگیزه رجوع بت پرستان و درک ناتوانی بتها:ولقد ءاتینآ إبرهیم رشده من قبل وکنّا به علمین • وتاللّه لأکیدنّ أصنمکم بعد أن تولّوا مدبرین • فجعلهم جذذا إلّاکبیرا لَّهم لعلّهم إلیه یرجعون. در مرجع ضمیر «إلیه» سه احتمال وجود دارد: ۱. به ابراهیم (علیه السلام) برگردد؛ ۲. به «کبیراً» برگردد؛ ۳. به «اللّه» راجع باشد. برداشت براساس احتمال دوم است.
نسبت شکستن بتها به بت بزرگ
نسبت شکستن بتها به بت بزرگ، از سوی ابراهیم (علیه السلام) با هدف بیداری بت پرستان:قال بل فعله کبیرهم هذا فسلوهم إن کانوا ینطقون.
wikifeqh: بت شکنی_(قرآن)
مترادف ها
شمایل شکنی، بت شکنی
پیشنهاد کاربران
پیشنهاد یک راه و روش معقول و منطقی برای شکستن بت غیبی:
انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر و خیال و تصور و توَهُم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
... [مشاهده متن کامل]
الف - پروردگار، خالق مخلوقات، آفریدگار کائنات که با خود مخلوقات یا کائنات یکیست یا خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه عینی و چه غیبی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. این نوع خدا پس از ابلاغ امر آفرینش بخود و در خود و برای خود به بعد برای همیشه دارای دو حالت میباشد و خواهد بود ؛ یکی کلی و بیکران و دیگری در قالب انواع مختلف جزئیات کثیر یا فراوان و گوناگون زنده و غیر زنده.
ب - خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچ نوع موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نمیباشد.
خدای حقیقی و واقعی در حالت کلی و بیکرانی برای ما انسان ها جاودانه غیر قابل شناخت باقی خواهد ماند، اما در قالب جزئیات از راه و به روش علمی بسوی آینده بطور کامل قابل شناخت خواهد بود.
نکته بسیار مهم در این زمینه این است که خدای حقیقی و واقعی در حالت کلی و بیکرانی بی نیاز مطلق است و از طرف مخلوقات به ویژه انسان به هیچ نوع ستایش و پرستش، نیایش و مناجات، دعا و عبادات، تسبیح و ذکر، احداث معابد و قربانی حیوانات در اطراف آنها، زیارت اماکن به اصطلاح مقدسه و سرانجام تعیین قبله گاه و اوقات شرعی، هیچگونه نیازی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.
اشتباه بت شکنان معروف تاریخ آئین و دین و در راس آنها آبراهام یا ابراهیم خلیل این بوده که بهمراه بت های گلی و چوبی و سنگی عمل ستایش و پرستش را درهم نشکسته و تخریب ننموده اند بلکه ستایش و پرستش بت غیبی به اصطلاح احد و واحد و یکتا و یگانه را جای گزین آن نموده و خود را برگزیده، منتخب، مقرب درگاه، ارسالی و اعزام شده از طرف وی و به امر و خواست وی با هدف هدایت اعضای ایل و طایفه و قبیله و فوم خودی ( و سپس اقوام بیگانه ) بر روی صراط مستقیم یا راه راست بسوی معنویت و نور و روشنائی، معرفی نموده و وعده و وعید های بهشت و جهنم را به هم عصریان و آیندگان داده اند.
بعد از مرگ هیچ تله یا دام مخوف و هولناکی در انتظار هیچ فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) در کمین ننشسته است از قبیل شئول ( scheol ) دین یهود، پیشخوان آسمان ( Fegefeuer ) دین مسیحیت و گودال های جهنمی ( Gruben Hoelle ) در عالم میانی برزخ دین اسلام بلکه بهشت برین در قالب روئیاهای حقیقی و روشن و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها و گفتار ها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی و آنهم همیشه تا لحظه بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل
《دنیا - برزخ - آخرت》که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمی باشد.
آرزوی درونی یا باطنی و پنهانی بت شکنان معروف یعنی بنیانگذاران ادیان توحیدی و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع دینی چیز دیگری نبوده غیر از بقاء یا زنده ماندن نام و نشان و آثارشان پس از مرگ برای همیشه در ذهن و زبان و خط و خاطره ی انسان بخصوص پیروان و به ویژه در حافظه تاریخ.
براساس بینش و باور فردی من، آئین یکتاپرستی از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و مانند بلا و آفت سنگین بر روی سر و دل انسان سایه ی قطور و تاریک خود را نیفکنده بلکه بر خاسته از دل و زمینه های حاصلخیز دوران حاکمیت آئین های بت پرستی بوده و لذا هیچ تهفه بدرد بخوری به حال انسان نبوده و نمی باشد غیر از فرزند راستین، وارث برحق، ادامه دهنده ی راه و کمال نهائی جمیع آئین های بت پرستی.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار/ جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بینهایت تو ای آفریدگار؟!!/.
در هفت دوایری که میدان آمدن ها و رفتن ها و باز گشتن های فراوان و متوالی ماست/ اورا هم بدایت و هم نهایت هردو همیشه و در پایان هر دوری بهشت برین متوالی هاست/.
انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر و خیال و تصور و توَهُم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
... [مشاهده متن کامل]
الف - پروردگار، خالق مخلوقات، آفریدگار کائنات که با خود مخلوقات یا کائنات یکیست یا خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه عینی و چه غیبی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. این نوع خدا پس از ابلاغ امر آفرینش بخود و در خود و برای خود به بعد برای همیشه دارای دو حالت میباشد و خواهد بود ؛ یکی کلی و بیکران و دیگری در قالب انواع مختلف جزئیات کثیر یا فراوان و گوناگون زنده و غیر زنده.
ب - خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچ نوع موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نمیباشد.
خدای حقیقی و واقعی در حالت کلی و بیکرانی برای ما انسان ها جاودانه غیر قابل شناخت باقی خواهد ماند، اما در قالب جزئیات از راه و به روش علمی بسوی آینده بطور کامل قابل شناخت خواهد بود.
نکته بسیار مهم در این زمینه این است که خدای حقیقی و واقعی در حالت کلی و بیکرانی بی نیاز مطلق است و از طرف مخلوقات به ویژه انسان به هیچ نوع ستایش و پرستش، نیایش و مناجات، دعا و عبادات، تسبیح و ذکر، احداث معابد و قربانی حیوانات در اطراف آنها، زیارت اماکن به اصطلاح مقدسه و سرانجام تعیین قبله گاه و اوقات شرعی، هیچگونه نیازی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.
اشتباه بت شکنان معروف تاریخ آئین و دین و در راس آنها آبراهام یا ابراهیم خلیل این بوده که بهمراه بت های گلی و چوبی و سنگی عمل ستایش و پرستش را درهم نشکسته و تخریب ننموده اند بلکه ستایش و پرستش بت غیبی به اصطلاح احد و واحد و یکتا و یگانه را جای گزین آن نموده و خود را برگزیده، منتخب، مقرب درگاه، ارسالی و اعزام شده از طرف وی و به امر و خواست وی با هدف هدایت اعضای ایل و طایفه و قبیله و فوم خودی ( و سپس اقوام بیگانه ) بر روی صراط مستقیم یا راه راست بسوی معنویت و نور و روشنائی، معرفی نموده و وعده و وعید های بهشت و جهنم را به هم عصریان و آیندگان داده اند.
بعد از مرگ هیچ تله یا دام مخوف و هولناکی در انتظار هیچ فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) در کمین ننشسته است از قبیل شئول ( scheol ) دین یهود، پیشخوان آسمان ( Fegefeuer ) دین مسیحیت و گودال های جهنمی ( Gruben Hoelle ) در عالم میانی برزخ دین اسلام بلکه بهشت برین در قالب روئیاهای حقیقی و روشن و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها و گفتار ها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی و آنهم همیشه تا لحظه بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل
《دنیا - برزخ - آخرت》که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمی باشد.
آرزوی درونی یا باطنی و پنهانی بت شکنان معروف یعنی بنیانگذاران ادیان توحیدی و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع دینی چیز دیگری نبوده غیر از بقاء یا زنده ماندن نام و نشان و آثارشان پس از مرگ برای همیشه در ذهن و زبان و خط و خاطره ی انسان بخصوص پیروان و به ویژه در حافظه تاریخ.
براساس بینش و باور فردی من، آئین یکتاپرستی از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و مانند بلا و آفت سنگین بر روی سر و دل انسان سایه ی قطور و تاریک خود را نیفکنده بلکه بر خاسته از دل و زمینه های حاصلخیز دوران حاکمیت آئین های بت پرستی بوده و لذا هیچ تهفه بدرد بخوری به حال انسان نبوده و نمی باشد غیر از فرزند راستین، وارث برحق، ادامه دهنده ی راه و کمال نهائی جمیع آئین های بت پرستی.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار/ جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بینهایت تو ای آفریدگار؟!!/.
در هفت دوایری که میدان آمدن ها و رفتن ها و باز گشتن های فراوان و متوالی ماست/ اورا هم بدایت و هم نهایت هردو همیشه و در پایان هر دوری بهشت برین متوالی هاست/.
از بین بوردن ظلم