بالا نشینی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بالانشین. صدرنشینی. جای گزینی در بالا. مقام کردن در فوق. در صدرجای نشستن از مجلس. تصدر. ( منتهی الارب ) : کاکل از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد زلف از افتاده حالی همنشین ماه شد.
( ؟ ).
پیشنهاد کاربران
صدر نشین مافوق والا بلندمرتبه حکیم عقل کز یونان زمین است اگر چه بر همه بالانشین است ✏ وحشی بافقی