باغ جنت
لغت نامه دهخدا
باغ جنت. [ غ ِ ج َن ْ ن َ ] ( اِخ ) باغی بوده است به قزوین که آنرا باغ سعادت آباد نیز خوانده اند : سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانی در سال 1026هَ. ق. به ایران آمد و در جمادی الثانی سال 1027 هَ. ق. در باغ جنت قزوین بحضور شاه عباس بار یافت. رجوع به زندگانی شاه عباس اول ج 3 ص 276 و 281 شود.
باغ جنت.[ غ ِ ج َن ْ ن َ ] ( اِخ ) باغی است به شیراز از بناهای حاج میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک و آنرا حدود سال 1260 هَ. ق. ساخته است. ( از فارسنامه ناصری ص 165 ).
فرهنگ فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
باغ جنّت
(نیز مشهور به باغ جنّت گلشن) باغی سلطنتی متعلق به دورۀ صفویه، واقع در قزوین. این باغ دارای خیابان های عریض، درخت های چنار و استخر بود که در وسط استخر آن بنایی چهارگوش بر چهارستون قرار داشت و شاه در آن جا از سفیران خارجی پذیرایی می کرد. در دورۀ قاجار به عبدالعلی میرزا احتشام الملک تعلق داشت. در دورۀ پهلوی، ساختمان شهرداری قزوین در آن احداث شد.
(نیز مشهور به باغ جنّت گلشن) باغی سلطنتی متعلق به دورۀ صفویه، واقع در قزوین. این باغ دارای خیابان های عریض، درخت های چنار و استخر بود که در وسط استخر آن بنایی چهارگوش بر چهارستون قرار داشت و شاه در آن جا از سفیران خارجی پذیرایی می کرد. در دورۀ قاجار به عبدالعلی میرزا احتشام الملک تعلق داشت. در دورۀ پهلوی، ساختمان شهرداری قزوین در آن احداث شد.
wikijoo: باغ_جنت
پیشنهاد کاربران
جنت آبادِ اسدآبادِ همدان
واژه جنت آباد در اصل [ جَن تارا آوا] است، که به معنی منطقهء یا سرزمینِ [ دارای آبهای پنهان] است، اما از آنجا که به مرور زمان در تمام گویشها کلمات و واژه ها مخفف می شوند لذا واژهء ترکیبی [ جن تارا آوا] نیز به [ جَن تآوا] تغییر کرده است، واژهء [جَن] به معنی پنهان و پوشیده است و در گویشهای دیگر ( جِن ) نیز بکار می رود و [تارا] نیز گویشی از [دارا] و دارندگی است و [آوا] نیز به معنی آب است، همانطور که قُدما گفته اند هرجا آب هست آبادی هم هست، [جَن دارا آوا] گویشی از [ جَن تارا آوا] است بنابراین علاوه بر اینکه تمام قرائن در این روستا و زمینهای اطراف آن از جمله کاریزهای ( قنات ) اطراف و چشمه هایی که در گذشته بوده ، نشان از دارندگی آبهای پنهانِ در منطقه دارد، به گمان بنده تمام زمینهای اطراف این روستاها دارای باغها و درختان خودرو در اعصار قدیم بوده و این منطقه و مناطق مجاور، قبل از سکونت و یکجانشینی در مسیر کوچ نشینان بوده است و این نام از فوران چشمه های زیر زمینی در فواصل کوچِ ایل ها از زمین نمایان می شده و در سالیانی که کوچ نشینان از این مناطق عبور می کردند.
... [مشاهده متن کامل]
رضاضحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات. . . اسذآباد
واژه جنت آباد در اصل [ جَن تارا آوا] است، که به معنی منطقهء یا سرزمینِ [ دارای آبهای پنهان] است، اما از آنجا که به مرور زمان در تمام گویشها کلمات و واژه ها مخفف می شوند لذا واژهء ترکیبی [ جن تارا آوا] نیز به [ جَن تآوا] تغییر کرده است، واژهء [جَن] به معنی پنهان و پوشیده است و در گویشهای دیگر ( جِن ) نیز بکار می رود و [تارا] نیز گویشی از [دارا] و دارندگی است و [آوا] نیز به معنی آب است، همانطور که قُدما گفته اند هرجا آب هست آبادی هم هست، [جَن دارا آوا] گویشی از [ جَن تارا آوا] است بنابراین علاوه بر اینکه تمام قرائن در این روستا و زمینهای اطراف آن از جمله کاریزهای ( قنات ) اطراف و چشمه هایی که در گذشته بوده ، نشان از دارندگی آبهای پنهانِ در منطقه دارد، به گمان بنده تمام زمینهای اطراف این روستاها دارای باغها و درختان خودرو در اعصار قدیم بوده و این منطقه و مناطق مجاور، قبل از سکونت و یکجانشینی در مسیر کوچ نشینان بوده است و این نام از فوران چشمه های زیر زمینی در فواصل کوچِ ایل ها از زمین نمایان می شده و در سالیانی که کوچ نشینان از این مناطق عبور می کردند.
... [مشاهده متن کامل]
رضاضحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات. . . اسذآباد