بازدهی

/bAzdehi/

مترادف بازدهی: حاصل، راندمان

معنی انگلیسی:
restitution, surrender

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . اِ. ) ۱ - توانایی نتیجه و محصول دادن . ۲ - بازده (فیزیک ).

واژه نامه بختیاریکا

وا دوش

پیشنهاد کاربران

حاصل، راندمان
رابطه ای بین انچه برای انجام کار به عمل میاید وانچه از کار حاصل میشود
productivity
بازدهی
efficiency
بازده/بازدهی:
بازده از واژه های نخستین فرهنگستان ایران است که آن را به ازای rendement فرانسوی و به معنای "محصول مفید، ضریب انتفاع" وضع کرده است. " بازده گندم این مزرعه در هر هکتار چهار هزار کیلوگرم است "در بعضی از نوشته ها برای بیان همین معنی بازدهی به کار می برند که درست نیست و بهتر است به جای آن بازده گفته شود.
...
[مشاهده متن کامل]

( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۵۶. )