لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) خروج هوای تنفسی از ریه عملی که دستگاه تنفسی پس از عمل دم انجام می دهد زفیر .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
دانشنامه عمومی
بازدم به عمل خروج هوای موجود در دستگاه تنفسی بدن انسان گفته می شود. در یک چرخه کامل عملیات تنفس، این عمل در مقابل عمل دَم قرار می گیرد. عمل بازدم یکی از تاثیرات انقباض کشسانی ماهیچه میان دنده درونی ریه ( به انگلیسی: Internal Intercostal muscles ) و ماهیچه دیافراگم موجودات زنده است. این یک عمل غیر خودآگاهی است و مغز انسان در حالت های خوابیدن، صحبت کردن و غیره این کار را در فاصله های زمانی معین انجام می دهد و زمانی بازدم متوقف می شود که انسان آگاهانه تصمیم به توقف این عمل نماید.
• ماهیچه میان دنده برونی شل می شود.
• ماهیچه میان دنده درونی به سمت درون و پایین منقبض می شود و قفسهٔ سینه را نیز در همین جهات حرکت می دهد که منجر به کوچک شدن فضای درونی قفسه سینه می شود.
• پردهٔ دیافراگم شل می شود
• در باز دم عمیق ماهیچه های شکمی هم درگیر هستند
در بازدم به دلیل کوچک شدن حجم درونی قفسه سینه و زیاد بودن غلظت هوا و اجزای آن مانند دی اکسید کربن، هوا ی درونی شش ها توسط پخش مولکولی به بیرون شش ها منتقل می شود.
• دم ( تنفس )
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف• ماهیچه میان دنده برونی شل می شود.
• ماهیچه میان دنده درونی به سمت درون و پایین منقبض می شود و قفسهٔ سینه را نیز در همین جهات حرکت می دهد که منجر به کوچک شدن فضای درونی قفسه سینه می شود.
• پردهٔ دیافراگم شل می شود
• در باز دم عمیق ماهیچه های شکمی هم درگیر هستند
در بازدم به دلیل کوچک شدن حجم درونی قفسه سینه و زیاد بودن غلظت هوا و اجزای آن مانند دی اکسید کربن، هوا ی درونی شش ها توسط پخش مولکولی به بیرون شش ها منتقل می شود.
• دم ( تنفس )

wiki: بازدم
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تنفس
wikijoo: بازدم
مترادف ها
انقضاء، بازدم، دم براوردگی
پیشنهاد کاربران
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون میدهند ( که همین هم باز ناشیگری فرهنگستان کشور را در زبان سامانی میرساند! وقتی کسی در شیپور یا کرنا می دمد مگر هوا را تو میدهد؟! دمیدن اینجا بیشتر به معنی فوت کردن است نه هوا را تو دادن! )
... [مشاهده متن کامل]
بهتر است برای نفس از ناسه یا نوسه، بجای تنفس از ناسش، بجای نفس کشیدن هم ناسیدن را به کار بست.
ناسه از کجا امده ؟
در فارسی گفتاری به طور مستقل کم کاربرد است ولی خُرناسه نفسی است که با خُرخُر همراه شده و شنوشه هم به معنی عطسه است ( شُ ریخت دیگری از آز یا اُس در فارسی میانه به معنی "به بیرون" است. )
در لری و کردی هم واژه هناسه پرکاربردتر است.
پس
دم
بازدم
ناسه
... [مشاهده متن کامل]
بهتر است برای نفس از ناسه یا نوسه، بجای تنفس از ناسش، بجای نفس کشیدن هم ناسیدن را به کار بست.
ناسه از کجا امده ؟
در فارسی گفتاری به طور مستقل کم کاربرد است ولی خُرناسه نفسی است که با خُرخُر همراه شده و شنوشه هم به معنی عطسه است ( شُ ریخت دیگری از آز یا اُس در فارسی میانه به معنی "به بیرون" است. )
در لری و کردی هم واژه هناسه پرکاربردتر است.
پس
دم
بازدم
ناسه