بار شدن
لغت نامه دهخدا
- بار شدن بر کسی ؛ کل شدن بر کسی ، اَنگل شدن بر او. تحمیل شدن بر او. رجوع به «بار» شود.
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
بارشان بار نمیشود .
معلوم نیست ضرب المثل است یا . . .
در کتاب دن آرام آمده بود و با توجه به جملات قبل و بعد ، معنی به سامان نرسیدن کارها و به مقصود نرسیدن میدهد جمله چنین بود . . . با افتادن دنبال کرنسکی هم بار قزاق ها بار نمیشود = ( ( ( ( به نتیجه دلخواه نمیرسند ) ) ) )
معلوم نیست ضرب المثل است یا . . .
در کتاب دن آرام آمده بود و با توجه به جملات قبل و بعد ، معنی به سامان نرسیدن کارها و به مقصود نرسیدن میدهد جمله چنین بود . . . با افتادن دنبال کرنسکی هم بار قزاق ها بار نمیشود = ( ( ( ( به نتیجه دلخواه نمیرسند ) ) ) )