آمد آن خسرو خوبان جهان از باکو
میخورد خون جهانی و ندارد باک او.
( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ).
بادکوبه یعنی «بادکوبیده » وجه تسمیه مردم پسندی است برای نام باکو. ( تذکرة الملوک چ 2 ص 196 ). شهری در کنار دریای آسگون در شبه جزیره آپشرون دارای هشتصدهزار تن جمعیت و از متصرفات دولت روس ( پایتخت فعلی جمهوری آذربایجان ) و گویند این شهر را انوشیروان بنا کرد و دارای آتشکده معتبری بود و معادن نفت آنجا مشهور است. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به باکو و فرهنگ نظام و تاریخ رشیدی ص 96 و سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 104 شود.بادکوبه. [ ب َ ] ( اِخ ) ( جامع... ) مسجدی از بناهای شیخ خلیل اﷲ است. در مسجد نوشته اند السلطان بن السلطان شیخ خلیل اﷲ تاریخ بنای آن هفتصدوهشتاد هجری میباشد وضع آن غریب و بطور شبستان ساخته شده تمام حیاط و مقصوره مسقف است. میان مسجد محوطه مربعی است که سقف ندارد. آنچه از قراین معلوم و مستفاد میگردد این محوطه از بنای مسجد قدیمتراست و بطرز سوریخانه که در حوالی بادکوبه و معبد هندوهاست بنا شده احتمال میرود که این نقطه در قدیم الایام معبد آتش پرستان بوده بعدها حکام یا سلاطین اسلام مسجد را دور معبد ساخته اند. ( مرآت البلدان ج 1 ص 98 ).