ایژک. [ ژَ ] ( اِ ) شراره آتش. ( برهان )( صحاح الفرس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : چو زر ساو چکان ایژک ازو لیکن چوبنشستی ( کذا )شدی چوزر ساو چون سیمین پشیزه غیبه و جوشن ( کذا ). شهید ( از لغت فرس اسدی ص 298 ).رجوع به ایبد، ابیژ و آیژک شود.
به نقل از برخی از منابع، گویی شکل کهن "اَک" در پایان واژگان جهت کوچک سازی آن بوده است، نمونه:روباهک که می شده روباهیژک!عروسک یا اروسیژک.+ عکس و لینک