ایرزاد:1 - ایر در سنسکریت و اوستایی به واتای [کردی] ( معنش ) ( خوشبختی، سعادت، رستگاری، عاقبت بخیری، بهروزی، نیکبختی، خوش شانسی که پسوند زاد به آن افزوده شده است و روی هم به واتای خوشبخت زاده شده، رستگار آفریده شده می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
2 - ایر که شاید آن باشد که در پهلوی اِر خوانده می شده به واتای الف - آریایی، ایرانی، نجیب زاده، آزاده، جوانمرد، پهلوان، ارجمند، باشکوه، شکوهمند، با صلابت، عزیز، محترم، شریف، با عزت. ب - آموزگار، معلم، راهنما، مربی، مرشد، مولا. که در این صورت ایرزاد به واتای آریایی تبار، شریف زاده، نجیب زاده و یا آموزگار زاده خواهد بود.
... [مشاهده متن کامل]
2 - ایر که شاید آن باشد که در پهلوی اِر خوانده می شده به واتای الف - آریایی، ایرانی، نجیب زاده، آزاده، جوانمرد، پهلوان، ارجمند، باشکوه، شکوهمند، با صلابت، عزیز، محترم، شریف، با عزت. ب - آموزگار، معلم، راهنما، مربی، مرشد، مولا. که در این صورت ایرزاد به واتای آریایی تبار، شریف زاده، نجیب زاده و یا آموزگار زاده خواهد بود.
نام پسرانه ایرانی به معنی زاده ایران
ساخته شده از 2 بخش:
1 - ایر:کوتاه نِوِشت {ایران}
2 - زاد:دگرگون شده {زاتَ" در اوستایی که واژه ای کنیکی/مفعولی است برابر {زاییده/زاده}
پس {ایرزاد} برابر {ایران زاده، ایرانی} است.
بِدرود!
1 - ایر:کوتاه نِوِشت {ایران}
2 - زاد:دگرگون شده {زاتَ" در اوستایی که واژه ای کنیکی/مفعولی است برابر {زاییده/زاده}
پس {ایرزاد} برابر {ایران زاده، ایرانی} است.
بِدرود!