۱. ایران جمع واژه ایر ( درستش: اِر با اِ کشیده یا ē در فارسی میانه ) است. ایرانشهر به معنی کشور ایران ( ایرها ) و ایران زمین به معنی بوم و سرزمین ایر هاست.
در زبان فارسی میانه/ساسانی مفهومی به نام اِری وجود داشته که دو معنای "شرافت" یا "ایرانی بودن" را میرساند.
... [مشاهده متن کامل]
خود ایر از اَریا در زبان اوستایی گرفته شده که جمع آن اریانیم است پس میتوان گفت واژه ایران ( حتی اگر لزوما به معنی کشور هم نباشد ) نخستین بار در اوستا آمده، هرچند که زمان دقیق نوشتار اوستا مشخص نیست ولی زبانشناسان اوستا را منسوب به دوران ودایی و چیزی نزدیک به ۳هزار تا ۳۴۰۰سال پیش میدانند.
البته این درباره قسمت های کهن اوستا ( گات ها/گاهان ) است، برخی از قسمت های اوستا در زمان های پسین تر نوشته شده اند.
۲. خوبه خودت داری میگی در دوران ساسانی از قسمت های دیگر هم با نام ایران یاد کرده! اینکه در قسمت افسانه ایش از بلخ و سمنگان و تخارستان و سغد نام می برد به خاطر جنگ های بی پایان افسانه ای ایران و توران است و جنگ در مرز اتفاق می افتد نه در دل کشور!
۳. ثانیا که شاهانی که فردوسی برایشان شاهنامه می خوانده بر بیشتر نقاط غرب ایران از جمله فارس و گیلان و مازندران و آذربایجان سلطه نداشتند، غزنویان تنها بر خراسان و سیستان ایران کنونی احاطه هایی داشتند ولی بیشتر قلمروشان در افغانستان کنونی بوده، برای همین بسیاری غزنوی را از سلسله های سازنده تاریخ ایران نمی دانند و آن را بیشتر برای افغانستان میدانند تا ایران ( البته که تبار آنها ترک بوده ولی جغرافیای تحت کنترلشان افغانستان بوده، اصلا خود نام غزنوی یعنی منسوب به غزنین افغانستان! )
قاعدتا وقتی فردوسی برای سامانی یا محمود می سراید بیشتر تاکیدش بر این است که جایی که تو برش حاکم هستی ایران است و بقیه به دور هستند.
ولی وقتی داستان ساسانی را تعریف میکند چون ساسانی بر فارس و آذرآبادگان ( =آذربایجان ) هم سلطه داشته آنهارا هم ایران می داند.
۴. قطران تبریزی شاعر سده ۵فارسی سرای آذربایجانی برای مدح ابوالحسن علی لشگری، فرمانروای کرد شدادی آذربایجان چنین سروده:
این جهان بوده ست دائم مُلکَتِ ساسانیان
باز سالارش خدا بر ملکت ساسان کند
.
نیست کس در گوهرِ ساسانیان چون لشگری
تا پسِ آن چون نیاکان شاهیِ ایران کند
.
همچو اَفریدون بگیرد مُلکِ عالم سربه سر
وآنگهی تدبیر ملکِ خیلِ فرزندان کند
.
روم و گرجستان به فرمانِ منوچهر آوَرَد
هند و ترکستان به زیرِ حکم نوشِروان کند
.
او به تختِ مُلکِ ایران بر نشیند در سِطَخر
کِه ترین فرزندِ خود را مهتر آران کند
اگر ایران واقعی افغانستان است چرا شاعر آذربایجانی برای مدح فرمانروای کرد باید چنین شعری بسراید؟ چرا باید از شکوه ساسانی بگوید؟ چرا برای مدحش باید از شکوه ایران باستان بگوید و امیر مقابلش را سزاوار آن بداند که آن ایران را احیا کند؟
در جای دیگری قطران چنین لشگری را مدح میکند
ملک ایران نیاگان ترا بود از نخست
گشت خواهد چون نیاگان ملکت ایران ترا
شدادیان دولتی محلی و کوچک در آذربایجان، ارمن ( ارمنستان ) و آران بوده اند، حتی بر گیلان و مازندران هم سلطه نداشتند چه برسد به فارس یا خراسان، چرا قطران برای یک امیر محلی خرد بدو پادشاهی ایران را نسبت میدهد؟
۵. ایرانشاه بن ابوالخیر رازی ( منسوب به شهر ری ) داستان تقسیم گیتی به دست فریدون، شاه جهان میان سه فرزندش را ( سلم، تور، ایرج ) را چنین روایت میکند:
فریدون فرّخ سه فرزند داشت
که از مهر هر سه به دل بند داشت
.
بر ایشان زمین را به سه بخش کرد
ز شاهی رخ هر یکی رخش کرد
.
به سلم دلیر آمد از بخش روم
همه کشور خاور و مرز و بوم
.
دگر ماورالنهر و ترکان و چین
به تور دلیر اوفتاد آن زمین
.
وزآن بخش ایران به ایرج رسید
کجا تخت ایران مر او را سزید
.
ز جیحون برو تا به دریای پارس
همان کوفه از مرز ایران شناس
دگر آذرآبادگان هرچه هس
از ایران شمارد هشیوار و مس
از جیحون در شرق تا کوفه در غرب، از آذربایجان در شمال تا دریای فارس در جنوب ایران ذکر شده.
آریانا یک نام باستانی است و کسی تا ۱۰۰سال پیش به درستی آن را نمیشناخته ( مگر از آثار نویسندگان یونانی )
افغانستان هم یک نام جعلی است برای خراسان، نام قوم پشتون را بر کشوری که بیشترشان فارسی زبان هستند ( حالا یا تاجیک یا هزاره ) گذاشته اند. ( دقیقا مانند ترکیه که نام ترک را بر ۳۰میلیون کرد تحمیل کرده، درحالی که ایران اگر در گذشته هم بار قومی داشته دیگر ندارد، به دست تیمور لنگ و صفوی و قاجار که ترک بودند هم استفاده شده. )
ایران همین ایران است و افغانستان و تاجیکستان و سمرقند و بخارا بخش های بریده شده از آن هستند. این حقیقت تاریخ است و شما میتوانید تا ابد حرص بخورید و جلز و ولز کنید چون در نهایت ما هزار شاعر و نویسنده و مورخ و شاه داریم که سخنمانمان را تایید کنند ولی شما مجبورید دست به دامن اینستاگرام و پیج های تاریخ و زرد و امثال بیلگولوش و اق بایراق شوید تا راه به جایی ببرید.
ایران زمین ؛ کشور ایران. مملکت ایران. رجوع به ایران شود.
دشت دلیران ؛ سرزمین پهلوانان ، و در بیت ذیل از فردوسی ظاهراً مراد ایران زمین است :
بزانوش گفتا که ایران تراست
نصیبین و دشت دلیران تراست.
سیاره زمین
بانک ایران زمین، از روی الگوی فارسی برای ترجمه ی نام کشور آلمان ( دوئیچلاند ) واژه ی برابر آن �آلمان زمین� را گذاشتیم و از نگاهی دیگر به دلیل همسانی نام، نام ایران زمین برای این بانک برگزیده شد. زمینه ی این بانک به رنگ صورتی یا سوسنی است و رنگی زنانه است چون بانکی زنانه است.