اگرو
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی:
در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣrū" که برآمده از پیشوندِ نفی کننده ی "اَ:a" و واژه یِ "غرو" است، به معنایِ "تنها، مجرد، بی همسر، ازدواج نکرده ( درباره یِ دختران ) ، دخترِ بی شوهر، زنِ بی مرد" و به آلمانی برابر با واژگان unverheiratet، ledig بوده است.
... [مشاهده متن کامل]
اُزوارِشِ این واژه به زبانِ پارسیِ میانه "اَگرفت:a - grift " بوده است. واژه یِ "اَغرو" در پیِ دگرگونیِ آوایی "گ به غ" در زبانِ اوستاییِ جوان، همان واژه یِ "اَگرَو:a - grav" است که "گرَو:grav" در آن همان واژه یِ "گرَویدن/گرو - " در پارسی است. از اینرو در زبانِ پارسی پیشنهاد می شود:
1 - برای آنکه پیوندِ میانِ واژه یِ پیشنهادی و واژه یِ "گرویدن/گرو - " در پارسی پابرجا بماند، واژه یِ "اَگرَو:agrav" یا "اَگرو:agrū" پیشنهاد می شود.
2 - "اَگرو" به معنایِ "گرویده نشده" یا همان "تنها، مجرد، بی کس و. . . " است.
3 - ما به چنین واژه ای بویژه در دانشِ مزداهی نیاز داریم. ( مفرد، منفرد و. . . )
. . . . .
پَسگشت:
ستونِ 49 از نبیگِ "فرهنگنامه زبان ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )

در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣrū" که برآمده از پیشوندِ نفی کننده ی "اَ:a" و واژه یِ "غرو" است، به معنایِ "تنها، مجرد، بی همسر، ازدواج نکرده ( درباره یِ دختران ) ، دخترِ بی شوهر، زنِ بی مرد" و به آلمانی برابر با واژگان unverheiratet، ledig بوده است.
... [مشاهده متن کامل]
اُزوارِشِ این واژه به زبانِ پارسیِ میانه "اَگرفت:a - grift " بوده است. واژه یِ "اَغرو" در پیِ دگرگونیِ آوایی "گ به غ" در زبانِ اوستاییِ جوان، همان واژه یِ "اَگرَو:a - grav" است که "گرَو:grav" در آن همان واژه یِ "گرَویدن/گرو - " در پارسی است. از اینرو در زبانِ پارسی پیشنهاد می شود:
1 - برای آنکه پیوندِ میانِ واژه یِ پیشنهادی و واژه یِ "گرویدن/گرو - " در پارسی پابرجا بماند، واژه یِ "اَگرَو:agrav" یا "اَگرو:agrū" پیشنهاد می شود.
2 - "اَگرو" به معنایِ "گرویده نشده" یا همان "تنها، مجرد، بی کس و. . . " است.
3 - ما به چنین واژه ای بویژه در دانشِ مزداهی نیاز داریم. ( مفرد، منفرد و. . . )
. . . . .
پَسگشت:
ستونِ 49 از نبیگِ "فرهنگنامه زبان ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )

کشاورزی
آگَرِوْ ( اوستایی ) 1ـ سبقت گرفتن، بگیرآوردن 2ـ رسیدن