اکپ

/~Akep/

لغت نامه دهخدا

( آکپ ) آکپ. [ ک ُ ] ( اِ ) آکُب. لُپ. لنبوس. یک جانب دهان از درونسو :
کند از خست ، او همی پنهان
همچو میمون نخود در آکپ خویش.
خسروانی.

فرهنگ فارسی

( آکپ ) ( اسم ) گرداگرد درون دهان لپ لنبوس .
یکجانب دهان
آکب: درون دهان، لپ، گرداگرددرون دهان، کب، کپ

فرهنگ معین

( آکپ ) (کُ ) ( اِ. ) گرداگرد درون دهان ، لپ .

فرهنگ عمید

( آکپ ) ۱. لپ.
۲. گرداگرد درون دهان.

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی آکپ از ریشه ی واژه ی کپ فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اکپاکپاکپاکپ