اپارتی

/~ApArti/

برابر پارسی: ( آپارتی ) بی چشم و رو

فرهنگ معین

( آپارتی ) (ص . ) بی شرم ، حقه باز.

فرهنگ عمید

( آپارتی ) ۱. بسیاربی شرم.
۲. زرنگ و حقه باز.

جدول کلمات

آپارتی
بی آبرو, بی شرم , بی حیا, رسوا

پیشنهاد کاربران

با احترام به همه ی اقوام باستانی کشور عزیزمان ایران
واژه آپارتی در ابتدا واژه ای مابین قومی بوده است. در هنگام تسلط قوم پارت ( اشکانیان ) بر ایران، این واژه توسط پارسیان استفاده می شده است. هم اکنون پس از حدود دوهزار سال، این واژه را در شهر های باستانی مرکز ایران بسیار بکار می برند. معنی امروزی این واژه به زنی اطلاق می شود که با حرافی و شلوغ بازی وشاید نانجیب گری کار خود را به انجام رساند.
...
[مشاهده متن کامل]

نکته جالب در مورد این واژه این است که در فرهنگ واژگان فارسی میانه و پهلوی ساسانی هم وجود دارد .

همان آپاردی که آپارتی و هاپارتی هم گفته میشه به معنی زبان دراز و سلیطه و بی حیا میباشد.
آپارتی: ۱. بی شرم، بی چشم ورو، بددهن، بدزبان، پاچه ورمالیده ۲. دغل کار، فریب کار
آپارتی: زن بی حیا و بدزبان، سلیطه، پاچه ورمالیده .
سلیطه جنگره پر زبون خبر چین آتیش بیار معرکه معنیش میشه
A - parvata پارت ها